نقد، بررسی و بازتاب کارنامۀ "شاهمامه" در نشرات دیگر

نقد یا معرفی ؟ "روایتی از ما در حدیث دیگران"

محمدشاه فرهود

ابداع دیگری از سالار عزیزپور زیر نام - روایتی از ما در حدیث دیگران - در سیمای کتاب الکترونیکی در مطبعۀ شیشه یی بوسیلۀ شاهمامه، از چاپ برآمد .
هنوز نمیدانم که این اوراق تکه تکه را با در نظر داشت رویکرد به " کار هــنری " و " نقد ِ متن " چه بنامم ؟ اثر، کتاب، متن، ... یا ترکیب صدا های متفاوت!
براستی که در اینجا صدا های متفاوتی بر محور مؤلف و تألیف جمع شده است،
از صاحبان تذکره نگار تا...(ادامه)

 

خاکستر صدا سروده هایی ابدار، از سالار جوان سخن ، سالارعزیزپور

برگرفته از سایت فردا

اخیرا از دوست فرهیخته و فرزانهء «فردا» جناب سالارعزیزپور بازتحفه گران قیمتی داشتیم که سخت دلنشین و شادکننده بود. نام این تحفه «خاکستر صدا » می باشد، نامیکه از بارعاطفی و معنایی فراوانی برخوردار می باشد و تمام شعر های مندرج در مجموعهء حاضر را دربر میگیرد. به پنداشت نگارنده،«خاکسترصدا» از رسوب مزمن اندوهی خبر می دهد که از دیرگاه در جسم جان شاعر لانه کرده و او را واداشته که با جادوی کلامی لطیف و آهنگین، خاکستر سرد و دلمرده زمانه های سترون را بروبد وکوره آتشی را به نمایش بگذاردکه در حقیقت شالوده جهان جدید می باشد. بخشی از سروده های خاکسترصدا در اوزان متعارف عروضی سروده شده وحال و هوای شعر کلاسیک زبان فارسی را دارد وشماری از آن آفریده ها، قالبهای قدیم را درنوردیده و از اوزان نیمایی و آزاد نمایندگی می کنند. به هر رنگ سالار عزیز پور در هر شکل بیان ، کاملا موفق بوده وبه اثبات رسانیده است که او یکی از بهترین های گسترده های ادبیات آفرینشی ما می باشد. عزیزپور صاحب تالیفات فراوانیست که از آن جمله می توان 1.جستارها ونوشتارها 2. آخرین وخشور دفتر شعر 3. از زبان تا ادب فارسی 4. پژوهشی در گستره زبان ونقدی برعوامل نابسانی آن درافغانستان همچنین آقای سالارعزیزپور آثاری در دست انتشار دارد که از آن جمع می توان 1. در گستره ادبیات معاصر، از سیطره ابتذال تا آثار ماندگار افزونتر اینکه جناب سالارعزیزپور رساله هایی در دست تهیه دارد که مهمترین شان از این قرار می باشند: 1.پنجشیر در آیینه فرهنگ 2.جایگاه نقد ادبی در ادبیات داستانی ما 3. چند داستان کوتاه 4. در جستجوی شناسنامه(رمان) 5. از مقامت تا رستاخیز ملی « در گستره سیاست» منسوبان کلوب یا نهاد قلم افغانها در سویدن ، کامیابی های پیاپی برادر ارجمند جناب سالارعزیزپور را صمیمانه مبارکباد می گویندوبه خوانندگان سایت انترنتی و مجله فردا توصیه می کنند که« خاکستر صدا» را بخرند واز محتویات پر بارش لذت ببرند.

 

خاکستر صدا

 

انجنیر خلیل الله رووفی

"خاکستر صدا"

 شناسنامه:

نام کتاب: خاکستر صدا

موضوع: دفتر شعر

چاپ نخست

زمان : خزان سیزده شصت وهشت خورشیدی

نشر: انتشارات" شاهمامه "

 " خورشید درطلایهً مشرق غروب کرد

شب بود وآیینه

گلـگون نوای نای سپیدار

ازضرب شصت فاجعه ازیاد رفته بود"

 

 این زمزمهً بلند و دلنشین ازمجموعهً "خاکستر صدا" بگوش جان طنین می اندازد. فریادی که از سوگ سلالهً سپیداران سربلند میکند و پژواکش تا غروب خونین مشرق و تا کرانه های ناکرانمند سرزمین شکسته روزگار ما جاری میشود.

شاعر بمثابه آیینه دار عصر و زمان خود درین شبهای یلدائی از اندوه آیینه سخنها دارد و از گذرگاه های فاجعه به سختی گام برمیدارد. (دامه)

 

پیرامون کتاب "مطبوعات، آماج گفتگو، نوشتۀ سالار عزیزپور

                            از رف کتاب،  ...و مطبوعات...    نوشته ی: صدیق رهپو طرزی

آقای «سالار عزیز پور»، دوستی که باوجود عدم میسر شدن فرصت دیدار کافی تا کنون، از دریچه های نوشته هایش با او آشنایی دارم و خطِ تلفون « نیم دیدار» را رنگ بیش تر می بخشد، تازه ترین اثر اش را به نام « مطبوعات آماج گفتگو و دو نبشته ی دیگر» برایم ارسال نمود.   (ادامه)

 

*  *  *

یادداشتی از عزیز الله ایما

درست صد و سی وسه سال از عمر روزنامه نگاری در افغانستان می گذرد. در درازای این همه سال، ‏ما کمترین رویکردِ کتابی در زمینهء مطبوعات و روزنامه نگاری داشته ایم و   (ادامه)

*  *  *

 

نگاهی بر   "مردا به بام دنیا رفته اند"

نوشته ی  سالار عزیزپور

« مردا به بام دنیا رفته اند !» مجموعه ی ده داستان کوتاه است از عزیزالله ایما که در این اواخر از سوی نهاد نشراتی « شاهمامه» به نشر رسیده است .     پیش از این ، ما از این نویسنده، داستان بلند « شنگری» را خوانده ایم و...  (ادامه)

 

مردا به بام دنیا رفته اند

نوشته ی پروین پارشهری

به دنبالِ نشر روایت جالبِ « ازژرفا» در کتابخانهء رایانه یی شاهمامه، کتابِ دیگری از عزیزالله ایما به نام « مردابه بام دنیا رفته اند» از سوی بنیاد نشراتی شاهمامه در کشور هالند زیور چاپ یافته است.

« مردابه بام دنیا رفته اند» مجموعه یی است از ده داستان کوتاه که یکی دو داستانِ آن پیشتر در میانِ « داستان هایی از نویسندگان ایران و جهان» منتشر شده است.

سوژه های بکروتازه با پرداختی ویژه و حلاوتِ نگاه تأریخی، به جذابیت داستان های « مردا به بام دنیا رفته اند» می افزاید.

مکانِ داستان های « مردابه بام دنیا رفته اند» شرق و غرب است. نویسنده با موفقیت توانسته است که این دوفضا را از هم تفکیک کند و گاهی هم در داستان های « پس تو هم مرده ای!» و « پس از پنجاه سال» آمیزهء خوبی ارائه کند.

جلوه های حضورِ بیدادگرِ مرد انِ زن ستیزرا در چند داستان و به صورت برجسته در داستانِ « سایهء خدا» به خوبی مشاهده می کنیم.

چاپ کتابِ « مردا به بام دنیا رفته اند» گام ارزنده یی است در جهتِ آشنایی ادبیات داستانی ما، ادبیاتی که فرسنگ ها از ابتذال فاصله دارد.

چشم انتظارِ کارهای دیگری از نویسندهء ارجمندِ کتابِ « مردا به بام دنیا رفته اند» .

  تهران ـ 26/6/1385

*  *  *

 

 سخنی چند بر «چند آفرین وایکاش و ایدریغ»        

  نوشتۀ سالار عزیزپور

درست وهنرمندانه ومسوولانه نوشتن به زبان فارسی اگر دشوارنباشد، آسان هم نیست. زبانی که روزگار بیهقی ها و ناصر خسروها به آن می نوشتند و بزرگانی چون خیام ها، حافظ ها، بیدل ها  و مولانا ها به آن  می سرودند و مهر می ورزیدند و هنوز، هستند پاسدارانی چون...     (ادامه)

*  *  *

سخنی پیرامون "آخرین وخشور" دفتر شعر سالار عزیزپور، نوشتۀ پوهاند لطیفی

یک نویسنده دو کتاب و چند سخن

 

منیر سپاس

 

      درین زمان که کسی دل نمی دهد به سخن

      ترحم است بر آن طوطیی که گویا شد.

                                                  صائب تبریزی

      (ادامه)

 

*  *  *

محفل فرهنگی به مناسبت انتشار دیوان "پورغنی"

 

گزارش از: واسع بهادری (سایت کابل ناتهـ)

 

 

پس از انتشار دیوان اشعار شادروان عبدالقدیر پورغنی، به تاریخ هفتم ماه جنوری محفل با شکوهی در هوتل گلسرخ هامبورگ از طرف دختر مرحوم خانم سهیلا احمدی پورغنی دایر گردید. درین محفل در حدود (120) تن از شاعران، نویسندگان، فرهنگدوستان و علاقمندان و نزدیکان خانواده مرحوم پورغنی گرد آمده بودند. (ادامه)

 

*  *  *

 

چند آفرين و ايکاش و ايدريغ

 

در گوشه و کنار "پژوهشی در گسترهء زبان"

صبورالله سياه سنگ

hajarulaswad@yahoo.com

 

 پيشنما: يادداشت کنونی فشردهء پنداشت و دريافت يکی از خوانندگان کتاب سالار عزيزپور با سرنامهء "پژوهشی در گسترهء زبان و نقدی بر عوامل نا به سامانی آن در افغانستان" است.  

 خواندن "چند آفرين و ايکاش و ايدريغ" 90 دقيقه وقت را خواهد گرفت.

 دو چشم: دو ديدگاه

 تا امروز به کلينيک چشم نرفته ام، نه از آن رو که بينايی آسيب ناپذيری دارم، بل ميترسم، چون ميدانم که دکتور برای درمان ديدگانم عينکی دارای دو شمارهء ناهمسان خواهد داد. آنگاه ناگزير خواهم بود به چشم راست شيشهء "منفی دو" و به چشم چپ شيشهء "منفی هشت" بگذارم تا مگر ديد و دريافتم همگون شوند. زيرا، هنگام ديدن و خواندن هر چيزی، همواره خوبيهای جهان را نيمه ميبينم و ناخوبيها را دو چندان. تنها خداوند ميداند، چقدر دلم ميخواهد چنين نميبود تا شمارهء دوستانم فزونی ميگرفت.

 دوستی با نويسندهء پژوهشگر

 سالار گرانمايه را از روزگاری که خود را عزيزپور نمينوشت، ميشناسم. او از 1979 و 1980 تا کنون برای من دوست مهربان، و تا يادم می آيد، از همانندانم و من يک سر و گردن بلندتر و چندين گام و گردنه جلوتر بوده است.  ادامه

*  *  *

به بهانهء چاپ کتاب "پژوهشی در گسترۀ زبان و نقدی بر عوامل نابسامانی آن در افغانستان"

برگرفته از سایت کابل ناتهـ   www.kabulnath.de

در روزگاری که زبان فارسی در بستر نخستینش  با ستیزهء دوست و دشمن روبه روست؛ در روزگاری که روشنفکر نمای سرزمینم خاموشی و نگفتن را پسندیده تر از مسؤولانه گفتن می پندارد؛ در روزگاری که زبان های سرزمینم آماجِ تهاجم برتری جویی قدرتمندان وحاکمان بوده و است؛ ...ادامه

*  *  *

 

نقدی بر دفتر شعر سیروس کفایی

نوشتۀ داکتر اندر م. ی. ا. نایمان




 

 

*  *  *

نگاهی به آخرین وخشور

نوشتۀ داکتر سیاهسنگ
برگرفته از سایت فردا

بنگاه نشراتی شهمامه با چاپ دفتر شعر محترم سالار عزيزپور به نام "اخرين وخشور" بار ديگر دستاورد تازه اش را به خوانندگان پيشکش کرده است.  اين اثر ارزنده دارای سروده های عاشقانه و سياسی نويسنده، پژوهشگر و انديشمنديست با بيشترين تلاشها در راه پالوده نگهداشتن زبان. ( ادامه)

*  *  *

      برگرفته از سایت آسمایی

 

 نام کتاب : آخرین وخشور
سراینده : سالار عزیز پور
تاریخ چاپ : بهار 1384
جای چاپ: بنگاه نشراتی شاهمامه
شماره گان : 200 نسخه

آخرین وخشور ، دفتر شعری است از سالار عزیز پور که در آن شعرهایی در قالب های گوناگون و درونمایه های متنوع گرد آمده اند – غزل ، رباعی ، سنگردی ، سرودهای نیمایی و شعرهای سپید.

در صدای عزیزپور ، شکوهی از ویرانی ، بيداد و دلتنگی های غربت ، پژواک دارد و اندوه روزگاری که به بیان خودش « آفتاب در دل يک روز تنگ زندانی است » ، جز این چی می توان گفت .

کتاب به استاد واصف باختری پیشکش شده است و برخی از شعرهای کتاب نيز به کسان ديگر .

جليل شبگير پولاديان ، در جايی از مقدمهء کتاب می نويسد : « نوستالژی مالامال از حسرت و عزت گذشته ، سروده های عزيز پور ، از چاشنی غربت ، يعنی از چاشنی برخاسته از موقعيت او نيز سيراب می شود . « قصهء رفتن » تنها حادثهء رفتن ياران و دوستداران او نيست ، او خود نيز از رفته گان است و با پشتباری از تلخی هجران زير آسمان گريان دلتنگی آذرخش و بغضی در گلو ... » .

شناسنامهء شاعر ، « شناسنامهء تکدرختی است در دل باد ، رها شده بر بال های سرد خزان » و « اعتماد » بنای خانهء او است و پاداشی برای ماندن .

آخرين وخشور ، نخستين دفتر شعر عزيز پور است و او که بيشتر در زمينهء فرهنگ و پژوهش های زبانشاختی گام می زند ، تاکنون چهار کتاب منتشر کرده است و چند کتاب و رسالهء ديگر وی نيز آمادهء چاپ اند . خامه اش رساتر باد و باغ شعرش پراز پرنده های رنگين تخيل .

*  *  *

 از « سياه و سپيد» تا « يأس از ياوه»
 

در ماه های پسين از ا. آزرم ، سه کتاب شعر و داستان چاپ شده است؛ به اين نام ها :
- سياه سپيد ، يک داستان واقعی
- طاعون ، يک داستان ميانه
- با يأس از ياو ، دفتر شعر

هر سه کتاب را بنگاه نشراتی شاهمامه ، انتشار داده است که تا کنون از اين سازمان نشراتی مجموعاً ده عنوان کتاب چاپی ديده ايم ، با صحافت و چاپ مرغوب و مطبوع .

ا. آزرم بانويی است با احساس و تخيل نيرومند که در سرزمين هاليند ميزيد و از چندی به اين سو دست به نگار شعر و داستان می زند و شور و شيدايی خاصی را در نبشه هايش می توان گواه بود .

در نثرش ، حديث خون و شبيخون جاريست و در شعرش ، آيه هايی از يأس و دلزده گی و سرانجام زنده گی ياوه .

زنده گيم تمام
يأس نه هميشه پرگلی است
که اش از قامت تو
                آويخته ام
ديدارهايم
ياوه های نه هميشه به چايست
که اش از برای تو
                سروده ام

هرچند تنهايی و يأس و ياوه ، مثلثی است که سراسر شعرها را در مهِ اندوهگنانه يی پيچيده است ، امّا ، عشق و ايمان و باور به خواستن و زيستن و بودن قامت بلند انديشهء او را می سازد و « کتيبهء بلند عشق را که بر فرداهاست ».

زبان ا.آزرم با آن که در هاله يی از ابهام شاعرانه پيچيده است ، امّا ، زبانی است فخيم و آگنده از صورخيال.

شعرهای سپيد بی وزن وی ، چنان آهنگين و هم آوا و انداموار اند که خواننده احساس نمی کند شعر سپيد بی وزن را می خواند ، چون وزنی به آرامش رودباری آرام در سينهء سبزه زاری حريری را تا پايان کتاب احساس می کند. قافيه ها هرازگاه سرلند می کنند تا سروده های او را نيمايی بسازند ، ولی به آرامی در پايان مصراع های آهنگين می لمند . چشم انتظار آنيم تا صدای ا.آزرم خاموش نگردد. بر اين « گبرصادق » سپس و سلام

 

*  *  *

معرفی کتاب نوروز
معرفی کتاب نوروز 


برگرفته از مجله خاک (کانون فرهنگی افغانستان مقيم بلغاريا )، شماره ششم سال 1383، ص 76 و 77

"نوروز" پژوهشيست تازه و برخاسته از يک خود آگاهی که در گذشته نظاير چنين پژوهشها را در کشور، کمتر داشته ايم. نويسنده در اين اثر نه بر سياق معمول و قرار دادی به گرد آوردن مآخذ و منابع برای بيان مفهوم نوروز پرداخته، بلکه ديدی  (ادامه)

 

*  *  *

بررسی داستان سياه و سپيد

نوشتۀ دکتر مسعود ميرشاهی، انديشمند ايرانی

19 می 2004، پاريس

دست اندکاران بنگاه ويرايش شاهمامه از آقای مسعود ميرشاهی بخاطر ارسال نوشتهء شان جهت نشر در اين وبلاگ قلباْ متشکر اند.

سياه و سپيد نام يک داستان واقعی است که ا.آزرم آن را به صورت کتابی توسط انتشارات "شاهمامه" در 127 صفحه در پاييز 1382 با تيراژ 500 جلد در هلند منتشر کرده است. نويسنده در مقدمهء يک و نيم صفحه ای آن را کتابکی خوانده است که قصه زندگی و سير زيستن و عشق جانسوزش، در آن حکايت شده است. محتوای داستان راميتوان در آيينه شعر فروغ فرخزاد، در چکامه ای به نام ناشناس خلاصه کردکه چنين است

در پرده های درهم اميال سرکشم

نقش عجيب چهرهء يک ناشناس بود

ادامه

 

برگ نخست